تبليغاتX
بزرگوار
 
بزرگوار
 
 
 
 

 «وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ»

«و اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعا هر كه در زمين است همه آنها

 يكسر ايمان مى‏آوردند پس آيا تو مردم را ناگزير مى‏كنى كه بگروند»

سوره یونس آیه ۹۹

پی: ماها که حداقل زبانان مسلمون هستیم، می گیم قرآن گفته خداست و روی چشم می ذاریم. ای کاش اونهایی که از ما بهترون هستن، در این آیات تعقل می کردن!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 13:0  توسط م.ج.  | 

 "Chaos is a friend of mine"

Bob Dylan

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 9:0  توسط م.ج.  | 

اول: مطمئن هستم اگر پام به محشر برسه، اولین نفری هستم که کلاهم پس معرکه است. با این حال خیلی دلم می خواد تبلی الاسرائر بشه، حال یه عده ای رو ببینم. ببینم حال اونایی که دم از حق می زنند و به خاطرش با هر کس و ناکسی هم پیاله می شن، همین!

دوم: دلم می خواد بشینم،کلی فکرهای جورواجور بکنم. بعدش هم یه سری شو اینجا بنویسم! 

سوم: امشب، آخرین شبی است که در خوابگاه شریفم. یاد اولین شب خوابگاه به خیر! سر فرصت خواهم نوشت. یاد اتاق های طرشت، یاد روح الله، مصطفی. یاد تمام تجربه زندگی با آدم های با تجربه! یاداون اتاق ۱۱۰ بلوک ۱ که اکثر جمعه ها ملجا من بود. یاد خوابگاه زنجان و حسن اشراقی، یاذ رضا میرجلیلی... امشب که تو راهرو قدم می زدم دیگه اتاقی نبود که یه نفر آشنا توش باشه! من و فرزاد آخرین بازمانده از نسل ۸۲ای ها هستیم. حس دلتنگی عذاب آور است، مخصوصا صدای ۳ سال، یکجا در گوشت بپیچد! مبسوط خواهم نوشت،سر فرصت! 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 22:0  توسط م.ج.  | 
نافذ، دل نشین، روحانی، کلام حق!
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 16:30  توسط م.ج.  | 
نوشته بودم:

روزهايي كه مي‌گذرند، خوب نيستند. شده‌ام آينه دق. مرتضي مي‌گويد هر موقع مي‌بينماِت ياد قرض‌هاي نداشته‌ام مي‌افتم. محسن هم هر از گاهي با زنگ و پيامك مي‌پرسد حالاِت كه خوبه؟ و چاره‌اي جز سكوت نيست. در اين روزهايي كه مي‌گذرند، همه‌اش دلم مي‌گيرد. همه رفته‌اند. فقط تو مانده‌اي. هم‌این حضور مجازی‌اَت ممد حيات است ... 

پی: الان می نویسم تو هستی، کنارمی و این آخر خوشبختی است!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 14:0  توسط م.ج.  | 
پی: حال همایونی مان خوش است بدجور!
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 11:30  توسط م.ج.  | 
...

پی۱: لذا لزوما ترافیک چیز ناخوشایندی نیست!
پی۲: بلکه بعضی مواقع خوشایند است، مخصوصا بعضی مواقع!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 11:56  توسط م.ج.  | 
مدام پاییز و بهار می گذرد، فکر می کنم زندگی تکراری شده است!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 16:0  توسط م.ج.  | 

«تقابل چپ و راست تمام شد. تقابل اصولگرا و اصلاح طلب هم تمام شد. امروز تقابل تئوئیسم و اومانیسم است!»

 پی: نقل قولی است از دکتر عباسی!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 20:0  توسط م.ج.  | 

بسمه تعالي

الحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.

جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي كنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.

و اگر بگويند كلمه اي مي خواهيم كه امّالكلمات باشد و كافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند.

پس عرض مي كنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اين كه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.

پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.

پس كيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا كامياب شويم.

ديگر توضيح نخواهيد و آن كه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد.

اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا».

مخفي نماند اگر ميسور شد براي كسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتكم»

وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين.

مشهد، ربيع الثاني

پی۱: منبع تبیان

پی۲: شادی روح این استاد اخلاق فاتحه مع الصلوات!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 14:0  توسط م.ج.  | 
 
  بالا